تبلیغات
نغمه - دیگران را آنطور که هستند بپذیریم

دیگران را آنطور که هستند بپذیریم

نویسنده :نغمه
تاریخ:جمعه 10 خرداد 1387-12:05 ق.ظ

دیگران را آنطور که هستند بپذیریم

همونطور که می دونید در گردهمایی های زنانه ، خانومها یکدفه هم فیلسوف می شن هم جامعه شناس هم روانشناس هم .. . خلاصه اینکه از این جلسات می شه نتیجه گیری های جالبی داشت. در یکی از همین بحثهای داغ که در موارد مختلفی مطرح می شد من به موضوع جالبی پی بردم و اون اینکه ما عادت نداریم دیگران رو آنطوری که هستند بپذیریم.

این قضیه از کودکی در ما شکل می گیره. همونطور که می دونید چیزیهایی رو که خانواده تو ذهن کودک جا می دن و شخصیت اولیه رفتاری به هیچ عنوان قابل تغییر نیست . خوب از بچگی همیشه وقتی بچه خوب مامان بودی که کارهایی که مامان دوست داشت انجام می دادی.و هرچه سنت بالاتر می ره رنگ و شکل این توقعات فرق می کنه. اما تو به یک نتیجه کلی می رسی وقتی خوب و دوست داشتنی هستی که آنچه پدر و مادر آرزو دارن باشی .

اگر خودت باشی تو رو متهم به لج بازی و کله شقی می کن. اونا آرزو دارن تو بچه باهوشی باشی آرزو دارن نمره های بیست بگیری آرزو دارن کنکور قبول شی .آرزو دارن خانوم دکتر و آقای مهندس باشی. و یواش یواش می بینی اگر برخلاف میل دیگران رفتار کنی مقبول نخواهی بود. بنابراین تو هم همین کارو با دوستات می کنی. وقتی اونا دوستای خوبی هستن که خواسته هاشون با تو هماهنگ باشه. با تو هم نظر باشن .

 البته من منکر استثناها نیستم اما همین جوری هم حرف نمی زنم. من روی زندگی دوستان و اطرافیانم دقیق شدم و مدتی برای خودم تحقیق کردم. موارد زیادی به این گونه وجود داره. این قضیه تا جایی که ازدواج نکردی کج دار و مریض می گذره . نهایش چند روز با خواهر یا برادرت قهر می کنی . یا دیگه سراغ دوستت نمی ری . یا چند روزی با بابا و مامان سرسنگین می شی. اما وای به روزی که ازدواج کنی. اولش همه لیلی و مجنونن. چشم هاشون رو می بندن و اگر چیزی هم ببینن می گن نه بابا درست می شه. اما وقتی چند وقتی گذشت هر دو طرف که با این سبک بزرگ شدن به مشکل برمی خورن. فکر می کنن طرف مقابل می خواد باهاشون لج بازی کنه. البته در خانواده های ایرانی علاوه بر این مطلب متاسفانه اکثرا به پسرها یاد داده می شه که اونها همکاره و رئیس خونه هستن. و یاد داده می شه که مردی گفتن زنی گفتن. فقط آقا پسرهای امروزی کمی متمدن تر عمل می کنن و به اول جمله شون عزیزم اضافه می کنن. عزیزم چون دوستت دارم دلم نمی خواد این کارو بکنی. عزیزم بهتر نیست ما دیگه اینجا نریم. البته من خانومهایی هم دیدم که خون به جیگر شوهراشون کردن.اما تعداد آقایون به خانومها می چربه.

من پای دردل خیلی از خانومها نشستم و متوجه شدم وقتی یک خانوم ازدواج می کنه همه ازش توقع دارن که آدم جدیدی بشه . بازهم تکرار می کنم استثنا وجود داره و لی درصدی که من دیدم اینطوری بود. یه قانون نانوشته که توی همون جلسات زنونه بارها به گوشم خورده . که عزیزم یا یه خانوم باید مجرد بمونه و بره دنبال آرزوهاش یا باید شوهر کنه و همسر و مادر خوبی باشه. بعد هم این خانوم باید تمام کارهایی که شوهرش می پسنده انجام بده رفتارهای گذشته رو فراموش کنه و یواش یواش بشه اونچه شوهرش می پسنده. البته خانومهایی هم هستند که از این کارا می کنن.خلاصه عوض اینکه زن یا شوهرمون رو اونطور که هست بپذیریم به آرزوها و هدف هاش احترام بزاریم می خواییم اون فقط مال ما باشه و اونجور که ما دوست داریم رفتار کنه.

مثلا خانوم  می خواد از آقا آلن دلون بسازه و آقا می خواد از خانوم نیکل کیدمن.یا خانوم می خواد آقا تو هیچ مجلسی از معلومات کم نیاره و اظهار نظر کنه تا به همه پز شوهرشو بده و یا بالعکس آقا دوست داره با خانومش پز بده.

واقعا چرا ما نمی خواییم دیگران رو آنطور که هستند قبول کنیم. یه نگاهی به دور وبر بندازیم . توی  خود ایران خانومهای موفق کم  نداره مثل خانم ابتکار که ضمن اینکه همسر کاملی بودن یک زن موفق بودن و دنبال خواسته هاشون رفته بودن. ایشون از همون استثنا هاست که من تو اقلیت قرار می دم. یا خانوم جویس مایر. هم همسر کاملیه هم مادر خوبیه هم دنبال ایده آلهاش رفته. اون دلش خواسته با تمام وجود چیزی که اونو نجات داده با دیگران تقسیم کنه . وقتی ما به دیگران اجازه بدیم که خودشون باشن و این خود اونها رو دوست داشته باشیم اونوقت می بینیم چقدر روحیه بهتری خواهند داشت و ما از کنار اونها بودن لذت می بریم. اما وقتی سعی داری هویت کسی رو ازش بگیری و کلا عوضش کنی از این بازیگر قابل چه توقعی داری. ناخودآگاهش مدام علامت می ده که من این کارها رو دوست ندارم و خودآگاهش مشغول گول زدن خودشه  و نقشش رو بازی می کنه. این آدم که از درون با خودش در تضاده چطور می تونه همراه مناسب و قابل اعتمادی باشه. چطور توقع داریم این فرد عصبی نباشه داد نزنه لج بازی نکنه ! این فرد می تونه دوست ما مادر و پدر ما ، هم کلاسی ما و ..... باشه . پس اینبار که با کسی دعوات شد یا از کسی دلخور شدی یکم بیشتر فکر کن. ببین دقیقا چه چیزی خواستی. بیاییم از امروز تمرین کنیم که همونطور که ما خوشمون نمی یاد کسی ما رو تغییر بده و دوست داریم خودمون باشیم ماهم به دیگران احترام بزاریم و اجازه بدیم خودشون باشن. اجازه بدیم گاهی به ما نه ، بگن . گاهی از ما انتقاد کنن. گاهی مخالف نظر ما نظر بدن.اونوقت می بینیم که همه چقدر آروم تر و بهتر با ما برخورد می کنن.

 

 



نوع مطلب : دست نوشته ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
مجید
چهارشنبه 29 خرداد 1387 06:06 ق.ظ
لعنت به میهن بلاگ!
سلام نگفتم چون تو کامنت قبلی گفته بودم اما چون تعداد حروفش زیاد بود حذفش کرد این میهن بلاگ! اه اه ! کلی فلسفه بافته بودما!
به هر حال مرسی از کامنتت آخه ببین کلی نوشته بودما! ای بابا ! خوب فعلاً بای بازم بهت سر میزنم!
مهربونی
سه شنبه 28 خرداد 1387 07:06 ق.ظ
سلام دوست گرامیقبل ازهرچیزباید بگم من منظورتون رو ازنظرآخری كه برام گذاشتیدمتوجه نشدم میشه خواهش كنم كه یه توضیح لااقل كوچلوبهم بدید/دیگه اینكه درموردنوشته شما باید بگم كه كلا درایران وزندگی ها –راستش خودمون به این روش والگوراضی هستیم درثانی شما بایستی این خانم رو كه مثال زدیدموقعیت ومناسبات واطرافیانی كه تاثیرگذاردررسیدن یك شخص به یه مرتبه میشن رو باید درنظربگیریدپس هركس به مثل ابتکارشدن- شرایط وموقعیت وظرفیت وكلاخانواده وخیلی مواردرو باید داشته باشه/ به هرحال نمیدونم منظورم رو خوب رسوندم یانه/ولی دركل خودمون تانخوایم این اتفاق نمی افته هرچنددیگرون بگن/ موفق ودرپناه حق باشی/
محمد
پنجشنبه 23 خرداد 1387 06:06 ق.ظ
دوست عزیزبااین موضوع به روزم

چگونه یک پارادایم شکل می گیرد؟
shahab
چهارشنبه 22 خرداد 1387 06:06 ق.ظ
یه چند ساعتی مهمان نمیخواهی؟
farnaz
چهارشنبه 22 خرداد 1387 02:06 ق.ظ
سلام عزیزم

حالتون چطوره ؟؟

مرسی از ابراز محبتت . امیدوارم تونسته باشم با اون ترانه یه فلش بک کوچیکی به خاطرات قدیمی و خاک خورده ی دوستان گلم زده باشم و براشون لحظات زیبایی رو ترسیم کرده باشم .

این روزها شدید درگیر درس و امتحانات هستم و فرصت آپیدن و پاسخ کامنت ها رو اصلا ندارم . شرمنده که خیلی دیر به کلبه تون اومدم . حتما بعد ازاین بیشتر بهتون سر خواهم زد .

مطلتون عالی بود ؟، فقط یه کم تو هم بودن اندازه ی فونت باعث مخاطب پراکنی میشه و ممکنه برخی ها اواسط نوشته از خیر خواندن ادامه ی اون بگذرند . ببخشید که رک گویی کردم ولی دوست دارم مخاطبانتون بیش از این هم بشوند .

در پناه حق

بدرود...

agha_gerde (امید)
چهارشنبه 22 خرداد 1387 12:06 ق.ظ
سلام
خوبی؟
من آپ كردم خوشحال میشم یه سری بم بزنی.

ممنون بای
softseriall
سه شنبه 21 خرداد 1387 02:06 ق.ظ
با سلام.دوست عزیز فراخوانی برای وبلاگ ها ارسال شده برای تبادل لینک با اولین وبسایت دانلود کرک در ایران که شما نیز بین این لیست میباشید اگر مایل به تبادل لینک با ما میباشید به آدرس زیر مراجعه کنید.

http://www.softseriall.com/link.html

آدرس وبسایت: www.softseriall.com

موفق باشید

هامون
دوشنبه 20 خرداد 1387 02:06 ق.ظ
معمولا آخه بلاگ نویس ها كم پیش می آد كه به این مسایل بپردازن.
نمونه ش خود من.
بگذریم
راستی سلام
هامون
دوشنبه 20 خرداد 1387 02:06 ق.ظ
ببین نغمه جان من اصلا اهل تعارف نیستم
حداقل این موضوع توی نوشته هام پیداست ...
می خوام بگم موضوعی كه راجع بهش حرف زدی خیلی عالیه ...
یكی از بحثهای مهم حوزه جامعه شناسیه.
ما تفاوت های همدیگر را نمی پذیریم و این درد بزرگی است
حمید
شنبه 18 خرداد 1387 11:06 ق.ظ
سلام
خوبی ؟

پست جالبی بود

من آپم بد مدتها یه سر بیا خوشحال میشم

در پشت پنجره تنهای ام
هنوز هم باران می بارد
چشمانم را می بندم و در صدای
شر شر باران هنوز هم تو را به خاطر می اورم
هنوز هم تنهای تنهایم حتی با خاطرات تو٫
باران می بارد و شاید تنها این باران است که
میتواند خاطرات تو و تنهای همیشگی مرا با خود بشوید!!!



موفق باشید خدا نگهدار
سیدجلال
سه شنبه 14 خرداد 1387 10:06 ق.ظ
سلام
البته دیگران هم باید ما را آن طور كه هستیم بپذیرند.

آپم
علی سروی
یکشنبه 12 خرداد 1387 09:06 ق.ظ
چی میگی؟
سلام
جالب بود
كمی اعصاب مصابم بهم ریخته
اصلن تو حرف حسابت چیه؟
من نسبت به تو منتقدم.فهمیدی؟
من انتقاد دارم
سلام همسایه ها
یکشنبه 12 خرداد 1387 05:06 ق.ظ
سلام.با یک داستان کوتاه منتظر نظرتم دوست من[گل]
ماهان
یکشنبه 12 خرداد 1387 03:06 ق.ظ
سلام من مطلب شما رو خوندم به نظرم آدم روشن فكری هستید . اینو از لابلای جملات میشه فهمید. من نظر خودم رو در یك جمله خلاصه میكنم.
جانا سخن از زبان ما می گویی
به وبلاگ درویشی من سركی بزن. بدرود
سمیرا
یکشنبه 12 خرداد 1387 01:06 ق.ظ
سلام
باکسو برداشتی منم لینكتو برداشتم
الان گذاشتی دوباره میزارم
فقط بی زحمت كد لینك باكس جدید رو بزارتا زود تر لود بشه.
http://ybox.33ir.com/
- ژاله - ف
یکشنبه 12 خرداد 1387 09:06 ق.ظ
نغمه عزیز.. باور كن سالهاست با كسی معاشرت ندارم.. یعنی اصلا اهل جمع شدن های اینجور.. خصوصا اگر همه زن باشند.. نیستم و حوصله شنیدن شر و ورهای مردم رو ندارم.....
با مطلبی در مورد سیگار بروزم... وقت كردی سر بزن...
سایه ی سیاه
شنبه 11 خرداد 1387 09:05 ق.ظ
ممنون كه به وبلاگ من سر زدی. من دوست دارم با هم تبادل لینك داشته باشیم. اگه شما هم مایل هستید خبرم كنید. ممنونم... .
یا حق و تا بعد.
در بازی زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است.
فهیمه
شنبه 11 خرداد 1387 08:05 ق.ظ
سلام عزیزم [گل][گل][گل][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][گل][گل][گل]
خیلی خیلی ممنونم که اومدی و تو ختم قرآن شرکت کردی و منو خوشحال کردی[لبخند][لبخند][لبخند] امیدوارم که خدا تو رو به بهترین و قشنگترین آرزوهات برسونه[لبخند][لبخند]
اگه بازم دوس داری شرکت کنی من معمولاَ ماهی 1بار میزام دوست داشتی گاهی وقتا یه سری بزن خیلی خوشحالم میکنی گلم[بوسه][بوسه][بوسه][قلب][قلب][بوسه][بوسه][بوسه]
موفق و سلامت و شاد و سر زنده باشی همیشه...
تا بعد
.
.
.
یا علی[گل][گل]

عبدالحسین ستوده
شنبه 11 خرداد 1387 07:05 ق.ظ
ممنونم . راستی لطف كنید بگید با چه اسمی لینكتون كنم .
انجمن جنوبگان
شنبه 11 خرداد 1387 05:05 ق.ظ


با سلام

اینجانب احسان رمضانی مدیریت انجمن جنوبگان هستم

این سعادت رو دارم که وبلاگ قشنگ شماره دیدم و با نحوه کار شما آشنا شدم

از شما دعوت میکنم به جمع دوستانه و خانوادگی بچه های جنوبگان بپیوندید

امیدوارم که قابل بدونید و حتما به ما یه سری بزنی متشکرم


اگه سوالی هم دارید این آیدی انلاین پاسخگوی شما خواهد بود

jonobegan
سایه ی سیاه
شنبه 11 خرداد 1387 02:05 ق.ظ
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد.
سلامی به سیاهی سایه ی سیاه و ناامیدی آخرین نگاه. دوست عزیزم. هر چیزی رو فقط از یه دیدگاه نمیشه دید. شاید خیلی از مواردی كه شما به عنوان چیزهای زشت از اونها یاد میكنید چیهایی باشند كه در ذات زیبا هستند... . زیبایی واقعی در این هست كه ما چیزهای زشت را در لباس زیبایی و چیز های زیبا را در لباس زشتی تشخیص دهیم. اگه دوست داشتی به وبلاگ من سری بزن تا داستانهای آموزنده ی كوتاهی كه در وبلاگ دارم رو بخونی و مطمئن هستم هر داستان تجربه ای به تجربه هات اضافی میكنه. امیدوارم...
یا حق و تا بعد
در بازی زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است.
مهرداد
شنبه 11 خرداد 1387 01:05 ق.ظ
سلام
اومدم بهت سر بزنم و احوال وبلاگت رو بپرسم
موفق و سربلند باشی
باران پاییزی
شنبه 11 خرداد 1387 11:05 ق.ظ
ما ایرانیا خیلی مشكلات داریم این یكی از اونهاست
ولی عمرا این من دیرین من یك من دیگر شود
مگه می شه آدما رو عوض كرد
اگه آدما بپذیرن كه یه شخصیتی كه از كودكی شكل گرفته قابل تغییر نیست همه چی كم كم درست می شه
بعدشم اونایی هم كه می گی عوض می شن عوض نمی شن خانوم گلم
در واقع یه كوچولو كوتاه می یا ن به خاطر زندگی و حفظ خانواده خودشون همین كسی عوض نمی شه اینو قبول ندارم هیچ كس قابل تغییر نیست
هر كه دور ماند از اصل خویش باز جود روزگار وصل خویش
پ.ص
شنبه 11 خرداد 1387 10:05 ق.ظ
آی گفتی . قربون اون دهنت
عمو پیره !
جمعه 10 خرداد 1387 08:05 ق.ظ
نغمه خانم عزیز

دسترسی من به ( المیرا) دقیقا همانند دسترسی شما باوست....
بهر حال وقتی به وبلاگش سر بزند - حتما پیام شما را خواهد خواند .
عبدالحسین
جمعه 10 خرداد 1387 01:05 ق.ظ
وبلاگتون حرای خوبی برای گفتن داره . اگه لطف كنید كمی حرفاتو ن رو فراگیر تر كنید بهتر هم می شه .
من منتظر حضور شما در ولاگم و تبادل لینك هستم .
sanr
جمعه 10 خرداد 1387 01:05 ق.ظ
سلام خدمت شما دوست عزیز:

این آدرس فروم ما می باشد:
http://www.forum.mobilesoft.ir

خوشحال میشویم که با ما همکاری کنید.تیم ما به چندین مدیر برای هر کدوم از انجمن ها نیازمند است.در صورتی که شما نیز تخصصی دارید,می توانید اعلام آمادگی کنید.

با تشکر از شما:گروه موبایل سافت.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر