تبلیغات
نغمه - سخن بزرگان

سخن بزرگان

نویسنده :نغمه
تاریخ:یکشنبه 9 فروردین 1388-01:54 ق.ظ

 فردریش  نیچه :

باری ؛ زرتشت در مردم نگریست و حیران بود. سپس چنین گفت :
انسان بندی است بسته میان حیوان و ابر انسان ؛ بندی بر فراز مغاکی.
فرارفتنی ست پر خطر ؛ در – راه – بودنی پر خطر ؛ واپس نگریستنی پر خطر ؛ لرزیدن و درنگیدنی پر خطر.
آنچه در انسان بزرگ است این است که او پل است نه غایت ؛ آنچه در انسان خوش است این است که او فراشدی ست و فروشدی.

باید بر فریب حواس خود پیروز شویم .

تقریبا هر چیزی كه وجود دارد در معرض تاویل است؛ زندگی خود چیزی نیست جز ستیزه و جدال ارزش ها و مبارزه برای تاویل اندیشه ها و آرمان ها.

باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند.

پاکی نفس جدایی می آورد.

جهان هیولای انرژیست که آغاز و پایان ندارد وتنها خود را دگرگون می سازد.

حقیقت نیازمند نقد است نه ستایش

تنها بدان خدایی ایمان دارم كه رقص بداند.

زندگی بدون موسیقی اشتباه است.

زمستان بدون بهار قلب عاشق شکست خورده است.

زیبایی غیر از اینکه نعمت خداست. دام شیطان نیز هست.

زمین روزی از آن ابرانسان می شود .

حتی از میان پر دلترین کسانمان چه اندک اند آنان که دانایی خویش را تاب توانند آورد.

خدا پنداریست ! اما چه کسی است که این پندار را بیاشامد و نمیرد؟

هزلت : آنکه از دشمن داشتن می ترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت .

کونگ تین گان : فرزانگان سخن نمی گویند، بلکه با استعدادان سخن می گویند و تهی مغزان بگومگو می کنند. .

بردون : با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد .

بورنز : ازدواج مثل اجرای نقشۀ جنگی است که اگر انسان یک مرتبه اشتباه نماید کارش تمام شده و دیگر جبران آن به هیچ صورت نمی شود .

آلجر : مردمان غالباً نقص دلیل خویش را با خشم می پوشانند .

بولور : افکار ما بسان درختان نارنج در گلدان نگهداری می شوند . به نسبت بزرگی گلدانی که ریشه های آنها را در خود زندانی دارد رشد می کند .

بودلر : شعر راستین ، انکار بی داد است.

کمار : تمرکز در معنای اصلی و درست کلمه توانایی دقت و توجه ذهن روی یک موضوع واحد است.

ادوارد فیلیپس : مردی که اشتباه نکند ارزش کارهای بزرگ را نخواهد داشت .

اشتیل : انسان ترکیب عجیبی است و در عین ناچیزی خود را برتر از همه می شمارد

کولتون : انسانها با دو چشم و یک زبان به دنیا می آیند تا دو برابر آنچه می گویند ببینند ، ولی از طرز سلوکشان این طور استنباط می شود که آنه با دو زبان و یک چشم تولد یافته اند ، زیرا همان افرادی که کمتر دیده اند بیشتر حرف می زنند و آنهاییکه هیچ ندیده اند ، دربارۀ همه چیز اظهار نظر می کنند .

اگوست کنت : چرا باید در انتظار بهشت موعود احتمالی باشیم ؟ما خود قادریم یک بهشت واقعی در عرصه زمین به وجود آوریم.

جان راسکن : حیات آدمی در دنیا همچون حبابی است در سطح دریا .

جی.هیلیس میلر : تنها زمانی می توانید چیزی را كه ریشه های عمیق در فرهنگ شما دارد به وضوح ببینید كه آن چیز در كار دور شدن از شما و فرو رفتن در دور دست باشد

آرنالد بنت : وقتی که شما به بدبینی عادت کنید ، بدبینی به اندازۀ خوشبینی مطلوب و دوست داشتنی است .

جورج هورون : یک روزنامه ، تاریخ یک روز جهان است که در آن زندگی می کنیم و با آن بیش از روزهایی که گذشته و تنها در خاطرۀ ما باقی مانده است سرو کار داریم .

جان استیل : همیشه به خاطر داشته باشید که دنیا هرگز مدیون شما نیست ، زیرا قبل از شما نیز وجود داشته است .


امیل زولا : بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند .

همدون قصار : هر که در سیرت و رفتار پیشینیان نظر کند ، متذکر می شود تا چه اندازه از همت مردان واپس مانده است .

جواد فاضل : آرزوهای ما ، امید های ما ، عشقها و هوسها و حتی وفای ما هم موجی بیش نیستند که بر می خیزند و رشد می کنند و بالا می روند و بالاخره نقش زمین می شوند و در کرانه های زندگی لای شنها و ریگها فرو می روند .



آندرو متیوز: تنها راه غلبه بر ترس روبرو شدن با آن است. ما غالبا به طرف حوادثی کشیده می شویم که از رویارو شدن با آنها وحشت داریم.بنابراین اگر از تنهایی بترسید تنهایی را برای خود به ارمغان می آورید. اگر از بدهکار بودن بترسید به احتمال زیاد با تمام زیر و بم آن آشنا خواهید شد. اگر از دستپاچگی و پریشان حالی واهمه داشته باشید همان را تجربه خواهیدکرد. این، روش زندگی برای تشویق ما انسانها به رشد کردن است.

آنتوان دوسنت اگزوپری : بالاترین لذت ها در شور و شوقی است که انسان را به ماجراجویی ها و پیروزی های بزرگ و فعالیتهای خلاقه وادار می کند.

جمالزاده : چون نیک بنگری دنیا و مافیها را چون ترازویی خواهی یافت که سنگش کرسنگی و پاره سنگش شهوت است . پر کردن معده و خالی کردن کیسۀ شهوت جذر و مد این قلزم بی نام و ننگ هزار رنگی است که نامش زندگی است .


چایمن : حسد همچون مگس است که همه جای بدن سالم را رها می کند و بر روی زخمهای آن می نشیند .

هرود : زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود .

چترفیلد  : بعضی ها طوری هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پایین تر باشند بیشتر دوستشان دارند .

اوبالدیا : جهان را نگه دارید، می خواهم پیاده شوم.

هیوز: زیاد زیستن تقریبا آرزوی همه می باشد ولی خوب زیستن آرمان یک عده معدود.

ارسطاطالیس : کسیکه پشت الاغ باد به غبغب بیندازد ، چون اسب سوار شود پاک دیوانه خواهد شد .

. حکیمان مال را از برای آن دارند که محتاج لئیمان نگردند .

چارلز مورگان : هیچ چیز در زندگی شیرین تر از این نیست كه كسی انسان را دوست بدارد. من در زندگانی خود هر وقت فهمیده ام كه مورد  محبت كسی هستم, مثل این بوده است كه دست خداوند را بر شانه خویش احساس كرده ام
هنری لانگ فلو: کسی که برای خود احترام قائل است، از گزند دیگران در امان است. او کتی را بر بدن دارد که کسی را یارای پاره کردن آن نیست.

حسن صباح : اگر قدرت ندارید که با نیروی خود مشکل ها را در هم بشکنید لااقل مرد باشید که در برابر حوادث بایستید .

حمید مصدق : در سرزمین هرز سرشاخه های سبز نمی روید

ابوالعلاء معری  : زمین نیز مانند ما در جستجوی خوراک است و از این مردم می‌خورد و می‌آشامد

كریستین‌ : برای‌ ازدواج‌ كردن‌، بیش‌ از جنگ‌ رفتن‌، شجاعت‌ لازم‌ است‌.

آلن لاکین : برنامه ریزی ، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین الان کاری برای آن انجام دهید.

هنری ترو : از این نکته مشوق تر نمی توان که بشر دارای دارای قدرت انکار ناپذیری است که می تواند با یک مجاهدت آزادی زندگی خود را اعتلا دهد اگر کسی در جهت رویا و تخیل های خویش راه برود و کوشش کند و آن زندگانی ای را که در عالم خیال برای خود مجسم کرده است فراهم سازد با موفقیتی که در لحظه های عادی غیر منتظره است مواجه خواهد شد.

حکمت هندو : پاداش درستی را در درستی بجوی ، و انگیزۀ کار نیک را همان نیکی بدان و سود دیگر مخواه .
حسین بهزاد : هرگز مگذاركه خنده تو باعث گریه دیگری شود .

هاولاک الیس : جاییکه در آن خوش بینی بیش از هر جای دیگر رواج و رونق دارد ، تیمارستان است .

هرمن كین : هیچ‌كس نمی‌تواند به كارمندان این دوره انگیزه ببخشد بلكه این انگیزه می‌بایست درون خود افراد وجود داشته باشد

دوکلوس : نفهمی و نادانی سه نوع است : یکی آنکه انسان هیچ نداند ، دوم آنکه آنچه را که لازم است نداند ، و سوم آنکه آنچه را نباید بداند ، بداند .

جوانی صندوق در بسته ای است که فقط پیران می دانند درون آن چیست .

دانته :به یاد داشته باش كه امروز طلوع دیگری ندارد.

هراس وال پول: کسی که به کسی حسد می ورزد، دلیل بر آن است که به برتری او اعتراف کرده است.

هیوم :خوشبختی پروانه است. اگر او را دنبال کنید از شما می گریزد ولی اگر آرام بنشینید، روی سر شما خواهد نشست. "

هانری برگسون  : حواس وسیله ی کشف نیست بلکه فقط وسیله ی ارتباط عملی پیدا کردن با عالم خارج است و همین طور عقل .آن همان مایه ی دانشی است که در جانوران ، غریزه و در انسان ، عقل را به وجود می
آورد . از آن مایه ی دانش در انسان قوه ی اشراقی به ودیعه گذاشته  شده که در عموم به حال ضعف و ابهام و محو است ، ولی ممکن است که قوت و کمال یابد تا آنجا که شخص متوجه شود که آن اصل اصیل در او نفوذ کرده مانند آتشی که در آهن نفوذ و آنرا سرخ می کند . به عبارت دیگر اتصال خود را با مبدا در می یابد و آنش عشق در او افروخته می شود ، هم تزلزل خاطری که از عقل در انسان رخ کرده مبدل به اطمینان می گردد ، هم علاقه اش از جزئیات سلب می شود .

کانت: چنان باش که به هر کس بتوانی بگویی «مثل من رفتار کن».

نادر شاه افشار : برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم

فتح هند افتخاری نبود برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . که آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود .

 لحظه پیروزی برای من از آن جهت شیرین است که پیران ، زنان و کودکان کشورم را در آرامش و شادان ببینم .

 



نوع مطلب : عمومی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Black Shadow
جمعه 11 اردیبهشت 1388 07:38 ب.ظ
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد.
سلام دوست عزیزم. ببخشید که مدت زیادی به وبلاگتون سر نزدم ولی الان که باز اومدم میبینم که حسابی مطالب خوب و قشنگی گذاشتید. آفرین و خیلی خوشحالم که دوست خوبی مثله شما دارم.
امیدوارم که همیشه پیروز و موفق باشی.
نازنین
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388 09:33 ب.ظ
alam naghme joon
kheili ghashang bud beham sar bezani koshhal misham by golam
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 12:17 ق.ظ

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ یَنابیعَ فِی الْأَرْضِ ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَجْعَلُهُ حُطاماً إِنَّ فی ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِی الْأَلْبابِ (الزمر 21). آیا ندیدی كه الله نازل كرد از آسمان آبی بعد كشاند اش به چشمه هایی در زمین بعد خارج می كند با آن روئیدنی ای متفاوت اند رنگهایش بعد خشك می شود كه تو می بینی اش به رنگ زرد نزدیك به سیاه بعد ریزه ریزه اش می كند در آن بطور مسلم یادی است برای صاحبان عقل ها .( یاد این كه او قادر است ما را هم از قبرها خارج كند بعد آنكه پودر و ریزه ریزه مان كرد در زمین. آیا نمیبینیم ما را قبلا خلق كرد و چیزی نبودیم)
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما باطِلاً ذلِكَ ظَنُّ الَّذینَ كَفَرُوا فَوَیْلٌ لِلَّذینَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ (27)أَمْ نَجْعَلُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقینَ كَالْفُجَّارِ (ص28) و خلق نكردیم آسمان و زمین و آنچه بین آندوست را باطل(یعنی انزن نقابدار با حیائی كه دارد قران را حفظ میكند و انزنی كه ایات قران را مسخره میگیرد و قیامت را و انجور كه دلش (=نه ربش) میخواهد راه میرود و با موبایلش ترانه های مزخرف میشنود تا ابد در قبرستانها نگه نمیداریم بلكه درمی اوریم برای حساب تا یكی را در درجات بالای بهشت قرار دهیم و یكی را در درجات پست جهنم برابر عملش) این گمان كافران است پس واى بر كافران از آتش (27)آیا قرار میدهیم انهاكه ایمان آوردند و نیكی ها را كردند مثل فسادكاران در زمین یا قرار میدهیم پروا داران را مثل گناهكاران ؟ (28)
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 12:16 ق.ظ
الَّذی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ ... (قریش4) ما را گرسنه می كند و سپس سیر . در ما ترس می اندازد و سپس ما را به حال آسودگی عوض می كند وَ هُوَ الَّذی أَنْشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ ... (المؤمنون78) او آن است كه برای ما گوش و چشم و دل آفریده ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فی‏ جَوْفِهِ ... (الاحزاب 4)اوست كه قلب را در سینه ی ما قرار داده أَ فَأَمِنَ الَّذینَ مَكَرُوا السَّیِّئاتِ ...(45النحل )...(46)...(47) آیا ما كه گناه كرده ایم خود را از این ایمن می دانیم كه الله در زمین فرو كندمان یا عذاب بسویمان بیاید از جایی كه حالیمان نشود یا بگیردمان در رفت و آمدمان و هیچ معجزه ای نتوانیم بكنیم یا بگیردمان با ترس و هول شدید پس ربتان جدا با رافت است و رحیم
* * *
وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ (96الصافات ) الله خلق كرده شما را و آنچه می كنید را
وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى (43النجم)فقط او به خنده میاورد و می گریاند
وَ لَوْ نَشاءُ لَطَمَسْنا عَلى‏ أَعْیُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ فَأَنَّى یُبْصِرُونَ (یس 66)اگر بخواهیم چشمهایشان را كور می كنیم تا منحرف شوند از راه سپس چطور ببینند
وَ لَوْ نَشاءُ لَمَسَخْناهُمْ عَلى‏ مَكانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطاعُوا مُضِیًّا وَ لا یَرْجِعُونَ (67یس) اگر بخواهیم بلافاصله سر جایشان مسخ(= تبدیل به چیز دیگر مثلا مورچه . مثل اصحاب سبت كه پروردگار بعد از نا فرمانی و ادامه دادن به چیزی كه از آن نهی شدند انها را به میمون تبدیل كرد(سوره ی اعراف 166 ) ) شان می كنیم تا نتوانند بروند و برگردند
وَ هُوَ الَّذی أَحْیاكُمْ ثُمَّ یُمیتُكُمْ ثُمَّ یُحْییكُمْ إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ (66الحج )او كسیست كه زنده تان كرد بعد می میراندتان بعد زنده تان می كند انسان بسیار بسیار پوشاننده ی نعمت است
قُلِ اللَّهُ یُحْییكُمْ ثُمَّ یُمیتُكُمْ ثُمَّ یَجْمَعُكُمْ إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ لا رَیْبَ فیهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ (الجاثیه 26)بگو الله زنده تان می كند سپس می میراندتان بعد جمعتان می كند برای روز بلند شدن شكی در ان نیست ولی بیشتر مردم نمی دانند
بنده
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 12:15 ق.ظ
اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حینَ مَوْتِها وَ الَّتی‏ لَمْ تَمُتْ فی‏ مَنامِها ... (42الزمر) الله ما را از حال بیداری به خواب و از حال خواب به بیداری عوض می كند اللَّهُ الَّذی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَراراً ... (الغافر64)زمین را محل قرار ما كرده وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها ... (الذاریات 48) آن را صاف كرده ... و سَلَكَ لَكُمْ فیها سُبُلاً ...(طه 53)و راههایى در آن كشیده تا هدایت شویم هُوَ الَّذی یُسَیِّرُكُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ ... (یونس 22) در خشكی و دریا منتقلمان می كند . وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ ... (یس 68) بعد از جوانی ما را پیر و شكسته می كند آیا تعقل نمی كنیم كه همه چیزمان مال اوست پس ما نباید براه خودمان برویم بلكه باید تسلیم شویم برایش
بنده
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 12:14 ق.ظ

اگر كسی بگوید: این تخم مرغ تمام این چیز در طبیعت خودش هست(و نیازی به خالق ندارد) . نمی دانم شما چرا این عمد را به غیر نسبت می دهید بگذارید این خودش باشد كه حال های گذشته را طی می كند تا به تخم مرغی كه می بینیم برسد می گوییم: هر چیزی كه از حالی به حالی می رود اله نیست یعنی خودش برای خودش بس نیست میگوید روشن كنید میگوئیم مگر این طور نیست كه برای حال دوم كه غیر حال اول است خالقی هست میگوید یقینا همینطور است كه می گوئید می گوئیم خوب چون به اله ای غیر از خودش متكی نیست پس خودش خودش را عوض می كند اما این محال است چون باید در یك آن هم حال اولش باشد هم حال اولش نباشد . باشد تا حال دوم را باعث شود كه اگر نباشد یعنی اله ای نیست و حال دومی هم نخواهد بود و نباشد تا به جایش حال دوم باشد كه اگر باشد حال دومی كه قرار بود به او باشد نیست .
(این بیان برای النور 44 . و برای النحل 13 اگر بگوید این سنگ های كوه مثلا فیروزه یا سنگ معمولی كه همیشه جامدند هر دو را من می گویم خودشان بوده اند می گوئیم : اگر این سنگ سیاه كه كنار فیروزه است متكی به خودش است و خودش استعداد بودن را دارد پس باید همه جا پر از آن باشد گفت یقینا همینطور است كه می گوئید گفتیم ولی در كنارش بجای سنگ سیاه فیروزه ی آبی است . گفت بله . چون انجا فیرزوه بوده پس سنگ سیاه نتوانسته كه انجا باشد گفتیم حالا اگر بگوئی اینچنین فیروزه ای كه بر ان سنگ سیاه خیالی تو غالب شده هم متكی بخودش است حرفت باطل است چون می بایست بر آن تكه ی اول هم غالب باشد در حالی كه خالق فیروزه فیروزه را تا مقداری معلوم خلق كرده و البته اگر می خواست سنگ سیاه ای باقی نمی گذاشت یعنی خلق نمی كرد و كل كوه را فیروزه می كرد)
داود
جمعه 4 اردیبهشت 1388 12:34 ب.ظ
چه وبلاگ قشنگی عزیزم
kamran
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 01:14 ب.ظ
وباران می بارد و دانه هایی که بذر بودند رشد و نمو می کنند و خداوند لبخند می زند و آنها قهقه و کاش منهم جزو بذرها بودم !

اما حاضرم بذر بکارم. بذر صداقت صراحت اولوهیت و عشق.


اما کدام کویر یا زمین یا سینه ای حاضر است؟

تضمین می کند که با اشکهایم نه به صورت دیمی بلکه آبیاری قطره ای ان سینه معشوق را حاصلیخیز کنم و حتی چاهی از اشکهایم را ذخیره و با وجود یاور ابر باران زا شوم.

اگر قادر نبودم خونم رابریزید و همانند قربانی ها ی شهید در این مسیر به دیدار پروردگار بشتابم .می توانم باران شوم و در وجود شما مهربانی نازل کنم و هرچه بخواهید جز خیانت!

من فقیرم از پول ،خساست، نامردی، رذالت و همه بدیها

من ثرتمندم از آنچه که فقط به همدم می گویم ولی یک چیز را فاش می کنم و آن ثروت مالی است که اندوخته اندکی برای من و هنگفت برای مادیون.

جلوتر اقیانوس است و هنوز باران می بارد و هر قطره ی آنرا اقیانوس حریص تر از بیابان می بلعد روی آب قدم می زنم و پاهایم از تر شدن قلقلک...

ابرهای سیاه اما پر از آب آسمانی اخم هایش بیشتر می شود و من لبخند می زنم .

ویلون می نوازم و ماهی ها می رقصند و آواز می خوانم و ملائک می گریند.

گریه می کنم...

خدا هم قطره اشکش را می فرستد و لحظه ای تمام قطرات باران در آسمان معلق می مانند و قطره اشک خدا در حلقم فرو می رود و باران ابی می شود و آسمان سفید و اقیانوس صورتی.

همای پرنده به سمتم می آید و قصد بوسیدم دارد اما او را سوگند می دهم که همای سعادت هنگامی بر من وحی کند که معشوق نیک سرشت هم نفس باشد و تنها نباشم.

هنوز باران می بارد و بوی زمین برخاسته و از اندوه کمی کاسته و جز خدا که خواسته ؟

سرما فیگور می گیرد و مشتی به صورت می کوبد و با شلاق دستهایم را نوازش .

هنوز در کوچه ها هستم، خیلی قدیمی و کاه گلی اما دیگر احساس خوب ندارند فقط ادعای آرکائیک دارند. کاش پیامبری جدید بیاید مخصوص من تا مرا راهنمایی کند به عشق

رسوله ای نیاز دارم که گیسوانش معجزه و لبخندش کتاب هدایتم باشد! باز هم باران می آید.

جلوتر گردابی است و زمینی که گود و پر از باران و حفره ی نه چندان بزرگی مثل شتری که ماهها در صحرا بوده آبها را می نوشد.

kamran
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 01:12 ب.ظ
وباران می بارد و دانه هایی که بذر بودند رشد و نمو می کنند و خداوند لبخند می زند و آنها قهقه و کاش منهم جزو بذرها بودم !

اما حاضرم بذر بکارم. بذر صداقت صراحت اولوهیت و عشق.


اما کدام کویر یا زمین یا سینه ای حاضر است؟

تضمین می کند که با اشکهایم نه به صورت دیمی بلکه آبیاری قطره ای ان سینه معشوق را حاصلیخیز کنم و حتی چاهی از اشکهایم را ذخیره و با وجود یاور ابر باران زا شوم.

اگر قادر نبودم خونم رابریزید و همانند قربانی ها ی شهید در این مسیر به دیدار پروردگار بشتابم .می توانم باران شوم و در وجود شما مهربانی نازل کنم و هرچه بخواهید جز خیانت!

من فقیرم از پول ،خساست، نامردی، رذالت و همه بدیها

من ثرتمندم از آنچه که فقط به همدم می گویم ولی یک چیز را فاش می کنم و آن ثروت مالی است که اندوخته اندکی برای من و هنگفت برای مادیون.

جلوتر اقیانوس است و هنوز باران می بارد و هر قطره ی آنرا اقیانوس حریص تر از بیابان می بلعد روی آب قدم می زنم و پاهایم از تر شدن قلقلک...

ابرهای سیاه اما پر از آب آسمانی اخم هایش بیشتر می شود و من لبخند می زنم .

ویلون می نوازم و ماهی ها می رقصند و آواز می خوانم و ملائک می گریند.

گریه می کنم...

خدا هم قطره اشکش را می فرستد و لحظه ای تمام قطرات باران در آسمان معلق می مانند و قطره اشک خدا در حلقم فرو می رود و باران ابی می شود و آسمان سفید و اقیانوس صورتی.

همای پرنده به سمتم می آید و قصد بوسیدم دارد اما او را سوگند می دهم که همای سعادت هنگامی بر من وحی کند که معشوق نیک سرشت هم نفس باشد و تنها نباشم.

هنوز باران می بارد و بوی زمین برخاسته و از اندوه کمی کاسته و جز خدا که خواسته ؟

سرما فیگور می گیرد و مشتی به صورت می کوبد و با شلاق دستهایم را نوازش .

هنوز در کوچه ها هستم، خیلی قدیمی و کاه گلی اما دیگر احساس خوب ندارند فقط ادعای آرکائیک دارند. کاش پیامبری جدید بیاید مخصوص من تا مرا راهنمایی کند به عشق

رسوله ای نیاز دارم که گیسوانش معجزه و لبخندش کتاب هدایتم باشد! باز هم باران می آید.

جلوتر گردابی است و زمینی که گود و پر از باران و حفره ی نه چندان بزرگی مثل شتری که ماهها در صحرا بوده آبها را می نوشد.

af
دوشنبه 10 فروردین 1388 07:01 ب.ظ
------ درود بر شما -------

*** عکس های آرامگاه کورش بزرگ در لحظه سال تحویل ***

save pasargad.com آرامگاه کورش بزرگ در لحظه سال تحویل ...

دیدن عکس ها خون تازه ای در رگ های ایرانیان جاری می کند. عکس ها در تانمای save pasargad.com خانم شکوه میرزادگی هست .

لحظه سال تحویل با کورش بزرگ سر بزن [بدرود]
سعید کوچولو
دوشنبه 10 فروردین 1388 02:13 ق.ظ
کلی از نوشته هات استفاده کردم.
نیچه عزیز یه جای دیگه میگه:
"هر قدر بیشتر اوج بگیری، در نظر آنان که پرواز نمی دانند، کوچکتر به نظر می آیی"
یه سر به من بزنی ضرر نمیکنی.
فقط زود قضاوت نکن. لا اقل دو تا پست رو بخون!!
د د
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.